آسمان دارابکلا

آسمان دارابکلا

آسمان دارابکلا
آسمان دارابکلا

آسمان دارابکلا

آسمان دارابکلا

نگاهی به تاریخ،جاذبه ها و آداب و رسوم مردم لاویج نور

نگاهی به تاریخ،جاذبه ها و آداب و رسوم مردم لاویج نور

مازندنومه:

گزارش زیر را تهمینه اسدی-پژوهشگر میراث فرهنگی و مدرس دانشگاه-نوشته که در شماره دوم ماه نامه "ارمون" منتشر شد و اینک در مازندنومه بازنشر می شود.

 موقعیت جغرافیایی روستای لاویج

لاویج یکی از دهستان های شهر چمستان نور در استان مازندران است که در پای سلسله جبال البرز قرار دارد و دارای موقعیت کوهپایه ای است.

فاصله لاویج تا شهرستان نور، 35 کیلومتر است. دهستان لاویج تقریباً به شکل مستطیل نامنظمی است که دور تا دور آن را جنگل های سر سبز و کوه ها فرا گرفته است.

 روستای لاویج در عرض جغرافیایی 36 درجه و 25 دقیقه شمالی و طول جغرافیایی 52 درجه و 4 دقیقه شرقی در ارتفاع 739 متری از سطح دریا قراردارد.

لاویج دارای 15 روستا است که 12 روستای آن دارای سکنه و 3 روستای آن خالی از سکنه است.

روستاهای دارای سکنه عبارتند از:

کیاکلا ، ملاکلا، ملا محله، خطیب کلا، سادات محله، رئیس کلا، کرچی، بهبنگ، دیزینکلا، لاویج تنگه، آغوز کتی و خورتاب رودبار

پیشینه تاریخی لاویج

 لاویج آبادی تاریخی ناشناخته ای است که از تاریخی کهن حکایت ها در دل نهفته دارد. سرزمینی که از دورانی بسیار دور، آباد و مسکونی بوده، مانند قلعه طبیعی عظیمی به نظر می رسد. از این جهت، همیشه مورد توجه فرمانروایان قرار گرفته و مامن و محل مناسبی برای آسایش حاکمان و والیان در جستجوی صلح و آرامش و یا گریخته از دشمن بود.

 لاویج مکان شایسته و ملجای ویژه ای برای سادات و علوی زادگانی بود که مورد تعقیب و آزار و کشتار خلفا بودند. خرابه های آثار به جای مانده از حاکمان و مقبره های امام زادگان خود دلیل صادق و شاهد عادلی بر این ادعاست.

این منطقه هر چند در حاشیه و بر کنار از وقایع مهم تاریخی و سیاسی، مرحله های حساس تاریخ و فرهنگ کشور مان بوده، اما در قلمرو تاریخی و جغرافیایی اش حوادث و روی دادهای محلی فراوانی را در خود پنهان کرده است و افسانه ها، داستان ها و حکایت های آن در خور توجه، جالب و شنیدنی است.

تاریخ این آبادی، تلفیقی از اسطوره ها و واقعیات است. از آن رو هنگامی که وقایع و حوادث و حکایت ها به مرز اسطوره نزدیک می شوند، هم چون تمام روایت های اساطیری مبهم و رازگونه اند.

 البته این اسطوره ها با نمادهایی بسیار ضعیف از واقعیت، در آثار و بقایا و خرابه های قلعه ها و گورها همراه است و گاه اسطوره های آن، صورتی مقلوب و دگرگون شده از واقعیت ها است، مانند جا به جایی احتمالی شخصیت تاریخی حسن بن زید علوی با امام حسن(ع) و یا امام حسن عسگری(ع)

گاهی واقعیت ها و حوادث تاریخی با مبالغه، جلوه ای اسطوره ای می یابند. هم چنین افسانه ها و داستان های دیگر چون؛ نقش برجسته مرداویج زیاری بر دیواره سنگی تنگه ی لاویج. با این حال حوادث و وقایعی وجود دارد که در تاریخ یادی از آن ها رفته، ولی چون در تاریخ ایران به تاریخ ولایت های کوچک، توجه نشده، هم چنان تاریخ این ولایات ناشناخته مانده است.

 تنگه لاویج محل نبردهای مهم تاریخی و گریز گاهی برای سرداران و امیران و بزرگان و حاکمان و تخت گاهی برای حکمرانان محلی و نیز گذرگاهی برای فرمانروایان بزرگ بوده است.

 قدمت تاریخ غیرمکتوب لاویج به دوران ساسانیان و حتی قبل از آن می رسد. بقایای خرابه های متعدد و گورها و اشیاء و آثار مکشوف، حکایت از تاریخی با قدمتی طولانی دارد و تصویری کم رنگ از دوران حیات تاریخی و زیست مردمان در این منطقه به دست می دهد.

در منطقه لاویج گورهای گبری فراوانی وجود دارد. دو نقطه اصلی تمرکز این گورها، یکی در تپه های مشرف به روستای کیاکلا در مکانی موسوم به «سرخمن» و دیگری در گردنه ی بالاترین تپه های داخلی مشرف به آبادی لاویج، در بخش جنوبی آبادی «حصلیمه یا هسلیمه گردن» معروف است.

 علاوه بر وجود گورهای گبری، تصور می رود که احتمالاً آتشکده ای بر فراز این تپه وجود داشت. از جمله اشیائ کشف شده به نقل از گفته های مردم، سکه هایی است که قدمت آن به دوران ساسانیان می رسد و زینت آلات زرین و سیمین مشتمل بر گردن بندها و گوشواره ها و دستبندها و قبضه هایی از شمشیر ها و غیره بوده است.

از تاریخ این آبادی تا دوره اسلامی هیچ نشانه یا اثر مکتوبی در دست نیست. همچنین از وقایع و حوادث در ارتباط با فتوحات اعراب مسلمان در طبرستان تا نیمه ی دوم قرن سوم هجری، یعنی پای گرفتن سلسله علویان طبرستان، اطلاعات مفصل و دقیقی در منابع و تواریخ محلی وجود ندارد.

به جز افسانه آمدن امام حسن مجتبی یا عسگری(ع) به لاویج (و یا آمل و بابل) به گزارش منابعی، مانند؛ «فتوح البلدان»، «تاریخ طبرستان» و «اولیاالله آملی» در تاریخ رویان و «میر ظهیر الدین مرعشی»، وجود فیل سنگی و تنیرو tanniroo و سنگی با اثر و جای پای انسانی در جنگلی نزدیک روستای کیاکلای لاویج معروف به «امام لینگ مال» (جای پای امام» یا به عبارت بهتر «قدم گاه» آن حضرت شهرت دارد، موارد یاد شده را از آثار حضور آن حضرت در آبادی لاوبج می دانند و غیر از افسانه های موجود، حادثه یا خبر دیگری از طریق منابع مکتوب و یا افسانه ای از اقوال شفاهی تا نیمه دوم قرن سوم هجری، جز یک مورد استثنایی و احتمالی در دست نداریم و فقط بر اساس شواهد و قراینی، احتمالاً رد پای دو حادثه تاریخی را در این آبادی می توان پیدا کرد. از این دو حادثه و واقعه تاریخی به طور صریح و دقیق ذکری در منابع نیامده است.

 با حدس ها، احتمالات و توصیفاتی که در منابع درباره ی این حوادث آمده، می توان گفت؛ محل وقوع این رویدادها آبادی لاویج بوده است.

نخستین واقعه، لشکر کشی مصقله بن هبیره ی شیبانی در زمان معاویه به رویان است، با در نظر گرفتن این نکته که منابع اشاره ای به این لشکر کشی از طریق دشت رستمدار (نور) به کجور و رویان نکرده اند، فقط احتمال می رود که مصقله در مسیر خود از لاویج عبور کرده و از طریق کالج و پی اسپرس به کجور رفته باشد، به خصوص این که مصقله مدت دو سال با اسپهبد فرخان طبرستان مشغول جنگ بود و سرانجام در کجور کشته شد.

رویداد دوم، ماجرای لشکر کشی سردار عرب به نام فراشه به طبرستان است. می گویند؛ مردم در این نبرد برای کمک و همراهی سپاهیان، با دمیدن در بوق و نواختن بر طبل و فرو غلتاندن سنگ ها و بریدن درخت ها که انعکاس صدای تبرها در هنگام بریدن درخت ها فضای هولناکی به وجود می آورد، سپاهیان عرب را دچار رعبی عظیم گردانیده و آنان «.... متحیر و سراسیمه شدند و گمان افتاد صاعقه ی قیامت است.» شکست سختی را مردم و سپاهیان رستمدار (نور) به آنان وارد ساختند.

از این زمان تا خروج داعی کبیر حسن بن زید علوی و تاسیس سلسله ی علوی طبرستان (۲۵۰ ه.ق) اطلاعی درباره ی حوادث تاریخی آبادی در دست نیست.

 بنا بر اقوال شفاهی، مردم لاویج بر این باورند که مرداویج زیاری به این آبادی آمده است و نیز می گویند که لاویج از دوران هایی بسیار دور، یک امیر نشین محلی بوده است و خرابه های باقیمانده از یک قلعه در سمت چپ معبر ورودی به آبادی بر بالای دامنه ی کوهستان مشرف به روستایی به نام «دیزان کلا» دلیل و شواهدی بر حکم رانی امیران محلی و امیر نشین بودن آن است و این قلعه به «نسا لو» یا قلعه ی شاه نشین و «پی نسا» معروف است. شاید بتوان گفت قلعه ی مذکور محل سکونت و حکم رانی دست نشاندگان آل زیار در این منطقه بوده است.

در سمت راست دیواره ی سنگی تنگه ی لاویج، سنگ واره های آهکی وجود دارد که مردم آن را نقش برجسته و نیم تنه ی مرداویج زیاری می دانند و هم چنین برخی معتقدند نام لاویج از تغییر در اسم مرداویج زیاری گرفته شده است.

با در نظر گرفتن این موضوع که آمل و رستمدار (نور) محل درگیری و نبرد بین مرداویج زیاری با سید ابوجعفر الداعی علوی، برادر زاده ی ناصر کبیر (داعی علویان طبرستان) و منفقش ماکان بن کاکی بوده و مرداویج زیاری پس از کشته شدن اسفار (شیرویه) به جای او به حکومت دیلمان (کوهستان های غرب گیلان) دست یافته و رودبار و طالقان و رستمدار را به تصرف در آورد،ممکن است به منطقه لاویج هم آمده باشد. (حوادث سال های ۳۲۰-۳۱۵هجری)

با توجه به این که از لاویج راهی به بلده ی (نور) و از آن جا به تهران و شمیران وجود دارد. لاویج همیشه جزیی از سرزمین رویان و یا دقیق تر؛ رستمدار بوده است و به نوعی در حوادث و رویدادهایی که در رستمدار به وقوع می پیوست، سهیم بود.

 در منطقه ی رویان و رستمدار پادوسبانان از سال ۲۲ تا ۱۰۰۶ هجری، حکم رانی داشتند و این منطقه در وقایع مهم و اختلاف ها و نبردهایی که بین این سلسله ی محلی با حکم رانان دیگر طبرستان، مثل ملوک باوند (ملوک الجبال) و فرمانروایان بزرگی که قصد تصرف رستمدار را داشتند، همچون علویان، زیاریان، صفاریان، سامانیان، غزنویان، سلاجقه، خوارزمشاهیان، مغولان، مرعشیان، تیموریان، و صفویان در می گرفت، همواره نقش داشت.

لاویج در طول تاریخ گذرگاه و گریز گاه فرمانروایان بزرگی مانند امیر وجیه الدین مسعود سربداری بوده است. امیر مسعود سربداری بعد از فتح گرگان وارد مازندران شد و بعد از ان که متحمل شکست هایی در ساری و آمل شد به طرف رستمدار حرکت کرد. پادشاه مازندران ملک فخر الدوله حسن بن کیخسرو آخرین امیر باوندی ملک الجبال (۷۵۰ الی۷۳۴ه.ق) و حاکم رستمدار ملک جلال الدوله اسکندر، لشکریان امیر مسعود را از دو جانب در محاصره گرفتند، تا این که امیر مسعود راه لاویج را در پیش گرفت و در آن جا دچار شکست سختی گردید.

بعد از بازگشت مرعشیان از تبعید ماوراءالنهر که امیر تیمور در حق شان روا داشته بود، در زمان حکومت این سادات که به مرعشیان مازندران معروفند و در زمانی که سید علی بر ساری حکومت می کرد. (۸۰۲-۸۰۹ه.ق) سید غیاث الدین علیه برادر خود خروج کرد و برادر دیگر، سید مرتضی را به حکومت ساری رسانید، تا این که سید علی بار دیگر حکومت ساری را به دست آورد، در این وقت سید مرتضی به لپور نزد کیاییان بیستون به سواد کوه رفت و سیدغیاث الدین به لاویج پناه برد.

میر ظهیرالدین مرعشی می نویسد: «..... سیدغیاث الدین بارفروش ده را (که حاکم آن جا بود) بگذاشت و به آمل آمد، سید علی آملی (حاکم آمل) او را عذر خواست و چون از آن جا ناامید گشت به رستمدار آمد و صورت حال را بر ملک معظم کیومرث {بن بیستون} معروض داشت، ملک او را به لاویج جای داد و آن جا ساکن شد.»

 بعد از مدتی سید غیاث الدین به مقر ایالت خود در بارفروش ده (بابل) بازگشت. در نوبتی دیگر سیدکمال الدین، حاکم آمل به وسیله ی سید محمد، حاکم ساری (۸۵۶-۸۳۷ه.ق) از حکومت آمل برکنار شد و سیدمحمد، فرزند خود سیدعبدالکریم را به جای او نشاند، سید کمال الدین نزد ملک کیومرث رستمدار رفت، اما ملک کیومرث علی رغم این که با سیدمحمد صلح کرده بود، اجازه داد سیدکمال در رستمدار بماند و او را به قریه‌ی لاویج فرستاد.

 پس از مرگ ملک کیومرث بن بیستون سلسله ی پادوسبانان به دو بخش پادوسبانان شاخه ی نور و کجور تقسیم شد و بین فرزندان ملک کیومرث اختلاف افتاد و بعد از مدت ها نبرد و اختلاف و جنگ و گریز سرانجام ملک اسکندر به فرمانروایی پادوسبانان شاخه ی کجور و ملک کاووس به فرمانروایی شاخه ی پادوسبانان شاخه ی نور رسیدند، اما بین آنان همواره اختلاف و مخاصمه بود. حکومت ملک کاووس در نور و ملک اسکندر در کجور بین سال های (۸۸۱-۸۸۰-۸۵۷ه.ق) برقرار بود.

افسانه های لاویج

یکی از افسانه های تاریخی که در میان مردم لاویج نور رواج دارد و پرده از یک اسطوره ی مذهبی بر می دارد این است که؛ امام حسن(ع) به این دیار سفر کرده بود. این نکته در مضمون دوبیتی ای منسوب امیر پازواری نیز دیده می شود و آن چه در افواه جاری است، شاید برگرفته از همین دو بیتی باشد، یا این دو بیتی بر اساس این داستان سروده شده است:

دیارون بَوینین چه خار جائه لاویج

 بی تش و کله آب گرمائه لاویج

 فیل هندستون سنگِ سِیاهئَه لاویج

 امام حسن(ع) مُعجز نِمائه لاویج

 «یاران ببینید لاویج چه جای خوبی است، بدون افروختگی آتش آبش گرم است. فیل هندوستان به سنگ سیاه تبدیل شده است، و این فیل سنگی معجزه ی امام حسن(ع) است.»

http://images.persianblog.ir/415014_6ywAiSBf.JPG

 این داستان را برخی از کهنسالان چنین نقل می کنند:

روزگاری که امام حسن مجتبی(ع) به این دیار سفر کرده بود، فیل عظیم الجثه ای از هندوستان آمده بود که موجب رعب و هراس عموم شد. امام حسن(ع) برای آن که فیل آزاری به مردم نرساند، با عصای امامت اشاره ای به فیل کرد و آن فیل به صورت یک تکه سنگ سیاه در آمد.

افسانه دیگری می گوید: روزی امام حسن(ع) از کنار خانه ای عبور می کرد، زنی را دید که مشغول پختن نان بود. امام از او قرصی نان درخواست می کند، ولی زن نمی پذیرد. امام انگشتری خود را عوض نان عرضه می کند. زن انگشتری را گرفته، آن را در کفه ی ترازو می گذارد و نان را در کفه ی دیگر، وقتی می بیند کفه ای که انگشتری در آن قرار دارد سنگین تر است با گذاشتن نان بیشتر در کفه ی دیگر می خواهد هر دو را یکسان کند، ولی هم چنان آن کفه سنگین تر است، از فروختن نان منصرف می شود. امام در حق او نفرین می کند. پس از آن در این مکان چشمه ی کوچکی از آبگرم پدید می آید که به تنیرو taniro معروف است.

در منابع و متون تاریخی، از جمله اخبار الطوال دینوری (متوفی283ه.ق) و تاریخ یعقوبی احمد ابن یعقوب (متوفی284ه.ق) که از قدیمی ترین تاریخ عمومی در بین منابع تاریخی اسلام است، از آمدن امام حسن (ع) به ایران ذکری نشده است، تنها فتوح البلدان بلاذری گزارش می دهد که؛ امام حسن به ایران و به طبرستان و رویان آمد، بلاذری می نویسد: «.... گویند که عثمان بن عفان، سعید بن عاص بن امیه را در سال بیست و نه هجری والی کوفه گردانید،... پس سعید به طبرستان رفت، گویند که حسن و حسین فرزندان علی بن ابی طالب علیهم السلام نیز با وی بودند.»

 مسلمان شدن مردم کوهستانی طبرستان و رویان و دیلم و حتی نواحی جلگه ای، بیشتر به وسیله ی داعیان علوی زیدی صورت گرفت و یک چندی مذهب زیدیه به وسیله آنان در طبرستان و دیلم رواج یافت. عامل دیگر گسترش اسلام و مذهب شیعه در منطقه، روی آوردن پناهنده شدن سادات علوی به این مناطق بود که در معرض کشتار و نفی بلد از سوی خلفا و حاکمان دست نشانده ی آنها در قرون اولیه اسلامی قرار گرفته، به نواحی البرز هجرت کردند و در این مناطق نیز مورد تعقیب عمال خلفا قرار گرفته جایگاه امنی نیافتند و برخی نیز کشته شدند، نشانه ی این امر وجود امام زاده های متعددی است که در سراسر دو سوی البرز دیده می شود.

 در منطقه ی لاویج نور نیز مقبره ی چهار تن از سادات وجود دارد. با توجه به آن چه گفته شد، آیا می توان افسانه ی موجود در دو بیتی امیر را صحیح پنداشت؟ پاسخ به این پرسش نیاز به تاملی عمیق دارد.

جالب آن است که این سنگواره به گونه ای نیست که هر کسی در ذهن خود آن را با شکل اصلی فیل تطبیق دهد این سنگواره کاملاً شکل یک فیل عظیم الجثه است که بر شکم خوابیده، دارای خرطومی به شکل خرطوم فیل است، اگر چه قسمتی از آن را بنا به گفته مردم ، سودجویان شکسته اند. حال باید پرسید اگر این سنگواره یک فیل واقعی بوده است و افسانه ی موجود در دو بیتی را بپذیریم، چگونه در این مکان قرار گرفته است؟

 جایی که حتی اسبان چابک سواران عرب نتوانسته اند به آن راه یابند بعید به نظر می رسد که چنبن فیل عظیم الجثه ای به آن جا راه یافته باشد و شرایط جغرافیایی و زیست گاهی این منطقه با توجه به کوهستانی بودن آن مکان مناسبی برای زیست فیل نیست.

به علاوه منشاء پیدایش چنین افسانه ای، یعنی؛ حضور امام حسن(ع) در منطقه، شاید وجود سادات علوی زادگانی است که به نقاط دور دست از جمله این مناطق گریخته اند و مردم با مشاهده ی بزرگی و منش والا و به احترام کرامت شان، آنان را امام تصور کردند.

 نکته شایان ذکر آن است که هر اسطوره ای، رگه هایی از واقعیت را در خود دارد، شاید جا به جایی شخصیت حسن بن زید علوی با امام حسن(ع) باشد.

نکته دیگر این که اگر منظور از امام حسن(ع)، در دو بیتی مورد نظر امام حسن عسگری هم باشد، باز احتمال حضور ایشان با توجه به این که در سامره تحت نظر بودند، کاملاً منتفی است، اگر چه مکان دفن نماینده ی ایشان، بنا به اقوال، در بلده ی نور باقی است.

 جمعیت،معیشت و فرهنگ

بر اساس آمار بدست آمده در سال 84، این دهستان دارای 777 خانوار و 3 هزار 231 نفر جمعیت دارد که 70 درصد از جمعیت، در سن جوانی بین 20 تا 30 سالگی قرار دارند.

 روستای کیاکلا با 340 خانوار و یکهزار 326 نفر، پرجمعیت ترین روستا و بعد از آن روستای رئیس کلا با 159 خانوار و 724 نفر جمعیت، در مرتبه دوم قرار دارد.

 الگوی معیشت و سکونت روستا با توجه به بررسی های به عمل آمده، ساخت خانواده در دهستان از نوع زن و شوهری یا هسته ای می باشد و خانواده گسترده در آن کم تر دیده می شود.

 روابط پدر و مادر اگر چه به نظام پدر سالارانه نزدیک است، با این حال مرد به عنوان مدیری اقتصادی و زن به عنوان مدیر داخلی در راهبرد خانواده همکاری دارند، اساس ازدواج بیشتر بر تک همسری و ازدواج به دو صورت درون گروهی و برون گروهی دیده می شود.

از نظر سطح سواد، تعداد افراد باسواد 2 هزار و 259 نفر است که یکهزار و 157 نفر آن مرد و یکهزار و 102 نفر آن ها زن می باشند.

جمعیت دهستان لاویج، مسلمان معتقد به شیعه اثنی عشری می باشد ( بیشترین عامل گسترش اسلام ومذهب شیعه روی آوردن و نیازمند شدن سادات علوی به این منطقه است).

 محصولات مهم بخش کشاورزی آن؛ برنج، گندم، جو و سیب‌زمینی است و از محصولات دام پروری‌اش، می‌توان به دام و طیور، عسل، تخم‌مرغ و... اشاره داشت.

 زبان اهالی مازندرانی است و گویش خاص خود را دارند. بافت روستا خانه ها به صورت ساختمانی ساده و یکنواخت و با مصالح ابتدایی قابل دسترسی در محیط پیرامونی، ساخته شده و مثل یک عایق عمل می کند؛ به طوری که در تابستان مانع از ورود گرما و در زمستان از هدر رفتن انرژی گرمایی به بیرون از ساختمان جلوگیری می کند.

 این خانه ها که در زبان محلی به آن ها (کلچو خنه) گفته می شود در مقابل زلزله نیز مقاوم است. ابزار ها، مصالح و مواد به کار رفته در این خانه ها از سنگ، چوب و گِل می باشد.

در گذشته بسیاری از مصالح خانه های روستایی از مواد طبیعی پیرامون تامین می شد.خانه ها در نزدیکی همدیگر قرار دارند و هیچ حصار و مانعی آن ها را از هم جدا نمی کند و نشان دهنده پیوند های خویشاوندی و روابط عاطفی دردوره های گذشته است.

http://www.4iranian.com/uploads/lavij2_4167.jpg

 امکانات رفاهی

 در حال حاضر لاویج دارای سه مسافر خانه در کنار آبگرم، دو سوئیت و صدها خانه و ویلاهای اجاره ای است. عسل و لبنیات لاویج که در نوع خود شناخته شده است از جمله سوغات این منطقه به شمار مى رود که طرفداران بسیارى دارد.

 این دهستان دارای 9 مسجد ، 7 مدرسه ابتدایی، 2 دبیرستان دخترانه و پسرانه، 2 مدرسه راهنمایی پسرانه و دخترانه، 4 خانه بهداشت، 6 نانوایی، 6 حمام و مخابرات، شرکت نفت، خانه بهداشت، کتابخانه و سالن ورزشی یک منظوره است.

 مسیر دسترسی

برای رسیدن به روستای زیبای لاویج، می‌توانید بعد از طی‌ مسیرهای مبارک‌آباد، سولار، پلور، گزنک، آبگرم لاریجان، آب‌اسک، نیاک، سرچشمه، چلاو و محمدآباد، به شهر زیبای نور برسید و بعد هم به چمستان که مسیر اصلی است. از آن جا مسیری در سمت چپ، شما را به سمت لاویج راهنمایی می‌کند.

این روستا در 18 کیلومتری جنوب چمستان در میان دره‌های جنگلی و زیبای البرز قرار دارد. جاذبه های گردشگری طبیعی ناحیه کوچک و کم وسعت لاویج، دارای نواحی اکوتوریستی بی نظیری می باشد.

 از نواحی تفریحی و توریستی آن می توان از: پارک جنگلی کشپل، آبشار حرام او، جاده های جنگلی، آبگرم معدنی لاویج، سوردار، جنگل اسیونگ، مراتع و چمنزارهای نومه، چشمه ها و رودخانه های پر آب و خروشان، ییلاق زیبای ایزوا، منطقه ییلاقی میرخمند و کوه های پوشیده از انبوه درختان و جنگل های وسیع و بکر را نام برد.

یکی از جلوه های جذاب طبیعت لاویج، جنگل های انبوه و متراکم آن تا ارتفاع 2500 متری از سطح دریا و به خصوص درختان راش آن که یادگاری از دوره های گذشته جنگل های هیرکانی در میلیون ها سال قبل است، می باشد.

 آبگرم لاویج

آبگرم لاویج نیز در دامنه های کوه های قسمت شرقی لاویج، از دل زمین به بیرون می جوشد. این آب گرم دارای املاح معدنی و گوگرد های فراوانی است که برای امراض پوستی، دردهای مفاصل، کمردرد، پادرد و مهم تر از همه، برای تمدد اعصاب بسیار مفید است.

 آب های گرم لاویج به دلیل خواص بالای درمانی، همواره گردشگران فراوانی را در تمام فصول سال به خود جلب نموده و امکانات مناسبی نیز در آن منطقه برای اقامت و استفاده از آب معدنی ایجاد شده است.

جاده چمستان به لاویج از پارک کشپل می گذرد و از میان جنگل عبور می کند به همین دلیل فضای دلپذیری را برای گردشگران فراهم می سازد. آبگرم دارای امکانات قابل قبول و بهداشتی مثل دوش استخر و وان است.

 فیل سنگی

 در مرکز روستای لاویج، قطعه سنگ بزرگی وجود دارد که بر اثر عوامل و فرسایش طبیعی به شکل فیل نشسته بر زمین خودنمایی می کند که مسافران این روستای خوش آب و هوا از این منظره طبیعی و منحصر به فرد نیز دیدن می کنند. البته بعد از گذر از آب گرم لاویج، با حداقل ده دقیقه پیاده روی، می توانید از فیل سنگی هم دیدن کنید.

 جاذبه های طبیعت گردی

جاده های جنگلی سوردار: در فاصله 20 کیلومتری روستای لاویج و در مسیر لاویج به کرچی قرار دارد.

جنگل اسیونگ: در فاصله 10 کیلومتری روستای لاویج و در مسیر رییس کلا به کیاکلا واقع شده است.

 ییلاق زیبای ایزوا: در فاصله 25 کیلومتری روستای لاویج و در مسیر لاویج به بهبنک قرار دارد .

منطقه ییلاقی میر خمند: در فاصله 35 کیلومتری روستای لاویج و در مسیر لاویج به بهبنک قرار گرفته است.

 پارک جنگلی کشپل: در ابتدای جاده آسفالتی لاویج در محور چمستان به آمل، در 15 کیلومتری روستای لاویج قرار دارد، جنگل و چشمه «کشپل» از تفرجگاه هاى منطقه لاویج است که در نوع خود بى همتا هستند، به طورى که چشمه و درخت هاى به هم گره خورده جنگل تابلویى زیبا از طبیعت را در چشم بینندگان آن ترسیم مى کنند.

 این پارک جنگلی در حاشیه ی زیبای لاویج رود، با چشمه های پر آب و زلال، امکانات نسبی اقامتی و محل بازی کودکان که این پارک را به تفریحگاه مردم منطقه و مسافران غیر بومی تبدیل نموده است.

http://www.vista.ir/include/lifestyle/images/82e5423c004fd42fb54e5f724fde0b22.jpg

 آبشار حرام او: آبشار حرام او، با مقدار فراوان آب که از دل زمین به بیرون می ریزد در مسیر جاده چمستان به لاویج و در 3 کیلومتری روستای لاویج قرار دارد و دارای آب خنک و گوارایی است.

 آبگرم شفل: آبگرم «شفل» هم یکی دیگر از آبگرم های روستاست. در انتهای لاویج هم روستای کیاکلای لاویج قرار دارد که دیدن آن را نیز به اهالی سفر و طبیعت گردها توصیه می کنیم.

 جاذبه های فرهنگی امامزاده صالح : امامزاده صالح در بالاترین ارتفاعات روستای لاویج در چمستان نور است.

بازار محلی: بازار محلی لاویج هم دیدنی است. با آن که چندان بزرگ نیست، ولی سنتی است و زیبا و در بدو ورود نظر شما را جلب می‌کند.

جاذبه های معنوی

 کایری کایری رسمی است که برای ساختن خانه ها در این روستا وجود داشته است. اهالی با هم گل خیس می کردند، از زمین های کشاورزی کاه و خاکه های به جا مانده از دروی جو و گندم را در آن قرار داده و با لگد کردن آن، خشت درست می کردند. سنگ ها را از اطراف رودخانه و الوارها و لت هایی (قطعات کوچک مستطیل شکل و نازک چوب، برای پوشش سقف) که از چوب درختان جنگلی درست می شد با کمک اهالی از جنگل به دست می آمد و حتی برای بستن و محکم کردن این چوب ها از پوست درختان استفاده می کردند. همه با هم در ساختن خانه کمک می کردند بدون این که چشم داشتی داشته باشند.

آن دسته از روستایی هایی که در حوالی رودخانه دارای مزارعی هستند و به کاشت برنج دست می زند، برای کاشت و داشت و برداشت و همچنین آبیاری آن، با هم همکاری می کنند.

 با همدیگر نهرهایی برای استفاده از آب رودخانه ایجاد می کنند، در حین نشاکاری و همین طور برداشت آن به هم کمک می کردند که این کمک ها متقابل بود و به این کمک متقابل «ورهایتک» (یاور گرفتن) می گویند.

 زنان و مردان با هم کار می کردند و باهم غذا درست می کردند و سر کشتزار و مزرعه با هم می خوردند. هر یک از اهالی روستا برای خود گله ای از گوسفندان و بز و چندین گاو و گوساله داشتند و از هر خانواده بچه هایی در سنین متفاوت گله هایشان را جمع می کردند و برای چرا به جنگل می بردند و دختران و پسران با هم مانند برادر و خواهر بودند و برای گله، علوفه و برگ درختان را جمع آوری می کردند و هر کس برای خانه اش، یک پشته هیزم جمع می کرد و دوباره هنگام غروب گله ها را به روستا می آوردند و هرکس دام های خود را جدا می کرد و با خود به خانه می برد.

زمین های منطقه لاویج دارای ناهمواری های فراوانی است. با این وجود مردم به کاشت جو و گندم می پرداختند که کار دشواری بود.

گاهی با همکاری هم به کاشت و برداشت می پرداختند که با لفظ همازی از آن یاد می کنند زمین از آن یک فرد است و بذر را با هم می گذارند و با هم می کارند و با هم برداشت می کنند و محصول را هم نصف می کنند این رسم را «همازی» یا (همبازی) می گویند و اما اگر برای برداشت محصول خود کمک بگیرند، می گویند؛ «همکار گرفته است.»

 برزگری هم یعنی؛ یک نفر پول و زمین را می داد و شخص دیگری روی زمین کار می کرد و بعد محصول را نصف می کردند.

همچنین به کمک گرفتن در زمین های شالیکاری نیز «ورهایتک» (یاورگرفتن ) می گویند.

جمع آوری گیاهان دارویی و خوراکی

در اواخر بهار، زنان و دختران روستا به طور دسته جمعی به ییلاقات منطقه می روند و گیاهان دارویی و خوراکی جمع آوری می کنند. از جمله؛ گلپر که هم برای غذاها و هم برای اسپند دود کردن استفاده می شود و دیگر؛ انواع گیاهان مثل؛ ترم، زنیان، عالیما (که مثل پیازچه است) و... که برای انواع غذاها استفاده می شود و خاصیت دارویی نیز دارند.

در تابستان هنگام رسیدن میوه های جنگلی، دسته هایی از زنان و دختران برای چیدن آلوچه، تمشک، ازگیل، ولیک، زرشک، سیب جنگلی و خرمالوی وحشی به جنگل های اطراف می روند.

با تمشک؛ مربا و با هر یک از میوه های دیگر ترشی یا دشو درست می کنند و یا بعضی ها را خشک کرده و در طول زمستان از آن استفاده می کنند.

در وقت جمع آوری گونه ای از قارچ وحشی هم که بعد از رعد و برق شدید در جنگل ها می روید، اغلب پسران و مردان برای جمع آوری آن به جنگل می روند.

 از شهدی که از میوه ای به نام «فرمنی» به دست می آورند به عنوان قند استفاده می کنند . در اواخر تابستان مردم برای چیدن گردو به جنگل ها و باغ های اطراف می روند و قوی تر ها بالای درخت رفته و بقیه در پای درخت، مشغول جمع آوری می شوند و بعد از این که گردو ها را به روستا آوردند، آن را داخل انبار می ریزند و همه خانواده ها جمع می شوند و گردوها را پوست می کنند و آن ها را بین خود تقسیم می کنند.

 گهواره بستن

 از آن جایی که رسم و رسومات عروسی، در همه جا با اندک تفاوتی شبیه هم است، از تکرار آن خود داری می کنیم و به رسم گهواره بستن (گاهره ونی) می پردازم.

 بعد از تولد فرزند، مادر عروس برای کودک؛ لباس، کمد، اسباب بازی و تمام وسایل لازم برای پوشش و زندگی از بدو تولد تا 7سالگی را مهیا می کند و به دختر و دامادش؛ به همراه یک گهواره هدیه می کند که در روز سوم تولد فرزند همه خویشاوندان و آشنایان جمع می شوند و کودک را در گهواره می بندند و روی گهواره گردو می شکنند تا کودک درد دندان نگیرد و برای کودک دعا می کنند تا از زلزله، رعد و برق، طوفان و سر و صدای پدر و مادر نهراسد و در آخر اقوام و بستگان؛ پول، طلا وهدایایی به کودک می دهند.

 در شب پنجم تولد نیز پدر و مادر عروس به همه اقوام و بستگان ولیمه می دهند.

 چهار شنبه سوری

در چهارشنبه هفته آخر هر سال که مراسم چهار شنبه سوری (به زبان مازندرانی: پدرام سروش) برگزار می شود، زنان روستا همگی جمع می شوند و صبح روز چهار شنبه آشی درست می کنند که در آن؛ از هفت نوع ترشی از جمله: آب انار، آب ازگیل، آب آلوچه، گوجه سبز، سرکه، آب نارنج و آب لیمو استفاده می کنند و به آن «آش هفت ترشی» می گویند و هم خودشان می خورند و هم بین اهالی روستا پخش می کنند. هنگام غروب هم جشن می گیرند و برای خود و خانواده هایشان آرزوی خوشبختی می کنند و از روی آتش می پرند.

 جشن تیرماه سیزده شو

جشن دیگر، جشن تیرماه سیزده شو» است که مخصوص مازندرانی ها است و در اواسط آبان ماه بر گزار می شود.

در این شب؛ کودکان و نوجوانان به خانه های اهالی رفته ودستمال پرت می کنند و خوراکی دریافت می کنند و والدین دختر و پسر هایی که تازه عقد کرده اند، به آن ها هدیه می دهند.

مادر داماد برای عروس آش؛ لباس، کفش، روسری، حنا، قند و لوازم دیگر را تهیه کرده و برایش می فرستد و در عوض مادر عروس نیز نان محلی، آب دندان، تخم مرغ پخته رنگ شده، شیرینی و میوه به خانه داماد می فرستد و مادر داماد آن ها را بین خویشاوندان و آشنایان پخش می کنند.

مراسم 26 عید ماه

 آیین سنتی 26 عید ماه تبری هر سال در تاریخ 26 تیرماه شمسی که در بیشتر روستاهای مازندران از جمله لاویج برگزار می شود.

 به باور قدیمی در این روز، فریدون پادشاه پیشدادی، ضحاک ستمگر رادر دماوند به زنجیر می کشد و مردم لاویج در این روز «کشتی لوچو» (کشتی بومی که جایزه را بر سر چوب بلندی آویزان می کنند و اگر جایزه گوساله و گوسفند باشد، به آن می بندند) برگزار می کنند و به مصاف هم می روند و هر سال یک نفر از اهالی به همه شرکت کنندگان در مسابقه ولیمه می دهند و در آخر به برندگان جوایزی اهدا می شود.

دندان سری

 یکی از مراسم دوران کودکی، مراسم دندان سری است که همزمان با ظاهر شدن اولین دندان‌های طفل برگزار می‌شود.

 در این مراسم؛ مادر کودک، شیر برنج یا آشی که انواع حبوبات در آن وجود داشته باشد را می‌‌پزد و کاسه‌ای از آش را به خانه اقوام و دوستان می‌‌دهد.

 به طور معمول رسم است که افراد هنگام پس دادن کاسه، هدیه‌ای مانند؛ جوراب، روسری یا پول در آن می‌‌گذارند.

سوغاتی لاویج

 بهترین سوغات لاویج آرامشی است که پس از استفاده از آبگرم معدنی و دیدن آبشار و رودخانه و جنگل به دست می آید!

 اما از عسل طبیعی لاویج نمی توان به سادگی گذشت، عسلی که از شهد گل های لاویج به دست می آید، بی نظیر است.

سیر لاویج نیز معرکه است. انواع لبنیات را به وفور می توانید در لاویج بیابید. حیوانات خانگی و تخم مرغ محلی و نان خانگی لاویج را باید تجربه کرد.

 گردو و فندق را به سوغات لاویج اضافه نمایید با انواع سبزی هایی که به صورت خودرو در تپه های لاویج وجود دارد و تهیه ماهی قزل آلای لاویج، بهترین سبزی پلو با ماهی خاطره انگیز را در یک شب اقامت در لاویج تجربه کنید.

 از دیگر سوغاتی های لاویج با توجه به محصور بودن منطقه به وسیله جنگل و درختان انبوه، صنایع دستی چوبی است. که در گذشته ها ی نه چندان دور از ابزارهای مهم زندگی مردمان منطقه به شمار می رفت، ولی امروزه بیشتر جنبه زینتی به خود گرفته است. به طوری که این صنایع دستی زینت بخش مغازه ها و فروشگاه های صنایع دستی منطقه و شهرهای مجاور شده است.

 از آن جایی که این منطقه از پوشش گیاهی کافی و آب فراوان برخوردار است، دام داری نیز شغل های جنبی مردمان لاویج است. ماست، شیر، پنیر، دوغ و کره محلی لاویج هم از شهرت و اعتبار خاصی در میان مسافران برخوردار است.

منبع : https://goo.gl/KY348V

مطالب اضافه از ویکی پدیا دانشنامه آزاد

روستای ییلاقی لاویج

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

روستای ییلاقی لاویج دارای آب گرم طبیعی در ۲۵ کیلومتری جنوب چمستان، پارک جنگلی کشپل، بخش قدیمی آبادی هلاپون و شهر فراموش‌ شدهٔ واتاشان از نقاط دیدنی پیرامون شهر چمستان هستند.[۳]

چمستان یکی از بخشهای شهرستان نور باچشم انداز بسیار زیبا درحاشیه جنگلهای انبوه همچنان سرو قامت برافراشته از طبیعت سرسبز شمال که در فاصله ۱۵کیلومتری نور با جاده آسفالته و به ایزدشهر با جاده ۱۰ کیلومتری شوسه و۲۵ کیلومتری آمل با جاده آسفالته و ۹۰ کیلومتری ساری مرکز استان و حدود ۱۸۰کیلومتربا تهران واقع گردیده است که حدودمشخصات واربعه آن از شمال وغرب به شهرستان نور واز جنوب به بخش بلده وکوهپایه‌های البرز مرکزی و شرق به شهرستان آمل محدود می‌شود ومساحت آن حدود ۱۵۴۷ کیلومتر مربع دارای ۹۶ پارچه آبادی ودر جلگه‌های هموار که از جنوب به رشته کوه البرز میانی منتهی می‌گردد.

 

کوههای مهم:واز- لاویج- طارم- رودبارک -گزناسرا و....

طوایف مهم:بلده‌ای - لونج- کپج- لاویجی- دشتی- لورائی-سالده ای

محصولات مهم بخش کشاورزی: برنج- گندم- جو-سیب زمینی

محصولات دامپروری و پرورش دام وطیور- عسل و تخم مرغ و ...

پارک‌های جنگلی کشپل:این پارک جنگلی در ابتدای ورودی چمستان در قسمت غرب و در محور جاده لاویج قرار دارد، پارکی در حاشیهٔ زیبای لاویج رود، با چشمه‌های پر آب و زلال، امکانات نسبی اقامتی و محل بازی کودکان که این پارک را به تفریگاه مردم منطقه و مسافران غیر بومی تبدیل نموده است.

آب‌گرم معدنی لاویج :

روستای ییلاقی لاویج در ۱۸ کیلومتری جنوب چمستان در میان دره‌های جنگلی و زیبای البرز قرار دارد. در ابتدای ورودی چمستان از غرب یک مسیر زیبای آسفالته به طرف جنوب که از جاده اصلی منشعب می‌شود و با عبور از پارک جنگلی کشپل به لاویج ختم می‌شود. روستای ییلاقی " لاویج "، یکی دیگر از نقاط ذیذنی و جذاب این منطقه است که از پرطرفدارترین جاذبه‌های گردشگری این منطقه است که هر سال مسافران زیادی را به این منطقه می‌کشاند.

آب‌های گرم لاویج به دلیل خواص بالای درمانی برای دردهای استخوان و مفاصل و بیماری‌های پوستی همواره گردشگران فراوانی را در تمام فصول سال به خوذ اختصاص داده است، امکاناتی مناسب نیز در آن منطقه برای اقامت و استفاده از آب معدنی ایجاد شده است. با توجه به اینکه جاده چمستان به لاویج از کشپل می‌گذرد و از میان جنگل عبور می‌کند، به همین دلیل فضای دلپذیری را برای گردشگران فراهم می‌سازد.

فیل سنگی :

در مرکز روستای لاویج قطعه سنگ بزرگی وجود دارد که بر اثر عوامل و فرسایش طبیعی به شکل فیل نشسته بر زمین خودنمایی می‌کند که مسافران از این روستای خوش آب و هوا با این منظره طبیعی و منحصر بفرد دیدن می‌کنند.(فیل سنگی در کنار آبگرم فیل سنگی قرار داد یعنی در مجموعه آبگرم فیل سنگی)

بقعه آقا شاه بالوزاهد:

این بقعه در۳کیلومتری شرق چمستان واقع شده است. بقعه مذکور در ضلع شمالی و مجاور با جاده قرار دارد. آقا شاه بالو از عرفای اواخر قرن ۷ هجری قمری و مرشد شیخ حسن جوری چهره اصلی نهضت سربداران خراسان در عهد حکومت مغولان بوده است.

بنای آجری با گنبدی مخروطی و تزئینات کاشیکاری بر روی مرقد آقا شاه بالو زاهد ساخته شذه که از آثار مهم تاریخی مازندزان به شمار می‌رود.

منابع[ویرایش]

روزنامهٔ ایران، شماره ۳۳۷۵، بخش جوان، دوشنبه ۳ بهمن ۱۳۸۴.

۲٫۰ ۲٫۱ همان.

هتل نارنجستان

منبع : https://goo.gl/2RdeA1